تبليغاتX
قلم شیدا - یادداشت111- اعتراض
جنسی از قلم که فارغ از روزمرگی‌ست
 

دیروز – دوشنبه – موقع برگشتن از شرکت، داشتم از میدان هفت تیر رد می‌شدم که دیدم خیابان به طور عجیبی شلوغ است. مثل این‌که قرار بود اتفاقی بیفتد، یا شاید اتفاقی افتاده بود. داشتم به سمت شمال میدان می‌رفتم که دیدم در پیاده رو عده‌ای از بانوان و دختران جوان در حال رفتن به سمت شمال میدان و خواندن شعر "یار دبستانی" هستند. با این کار در حال نشان دادن ستمی بودند که به حال آنان روا شده بود. البته دل آدم هم به حال آنان می‌سوخت. تعدادشان به ده نفر هم نمی‌رسید. تا روبروی فرش پردیس رفتند و سپس متوقف و پراکنده شدند.

 

از پسری که با هم سوار تاکسی شدیم، که به نظر می‌رسید زودتر از من در آن‌جا حضور داشت جریان را پرسیدم. گفت: "برای حق‌شان تظاهرات کردند." دوباره پرسیدم کدام یکی؟ - کدام حق- گفت: یک هفته‌ای‌ست مانتوهای کوتاه را از فروشگاه‌ها جمع کرده‌اند و حالا این بانوان در اعتراض به این قضیه تظاهرات کردند. البته ظاهرن تعدادشان بیش‌تر بود و با نیروی انتظامی درگیر شد بودند. خیابان مفتح و هفت تیر هم از آن رو انتخاب شده بود که پر از مانتو فروشی‌ست.

 

برایم جالب بود. حداقل دو ـ سه سالی می‌شود که مانتوهای کوتاه و تنگ در بازار زیاد شده، یا اگر به‌تر بگوییم تنها مانتوهای بازار ـ به جز برای خانم‌های مسن ـ کوتاه و تنگ هستند. در این مدت با خانم‌های زیادی در خانواده و اطرافیان برخورد کرده بودم که از آن مدل مانتوها خوش‌شان نمی‌آمد ولی چاره‌ای هم نداشتند چون دوخت یک مانتو به سایز دلخواه‌شان هزینه‌ای زیاد در برداشت، تازه اگر مطابق میل‌شان بیرون از آب در می‌آمد.

 

 

               

 

ای‌کاش این عده که مطمئنم تعدادشان از صد نفر تجاوز نمی‌کرد کمی هم این زحمت را بر خودشان هموار می‌کردند و سفارش دوخت مانتوهای کوتاه و تنگ را می‌دادند تا درک کنند آن عده چه کشیدند. نمی‌دانم. خیلی قادر به اظهار نظر نیستم. مگر این که خوانندگان محترم چیزی برای گفتن داشته باشند.    

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 17:5  توسط منصور شیدا  |