تبليغاتX
قلم شیدا
جنسی از قلم که فارغ از روزمرگی‌ست
 

دیروز – دوشنبه – موقع برگشتن از شرکت، داشتم از میدان هفت تیر رد می‌شدم که دیدم خیابان به طور عجیبی شلوغ است. مثل این‌که قرار بود اتفاقی بیفتد، یا شاید اتفاقی افتاده بود. داشتم به سمت شمال میدان می‌رفتم که دیدم در پیاده رو عده‌ای از بانوان و دختران جوان در حال رفتن به سمت شمال میدان و خواندن شعر "یار دبستانی" هستند. با این کار در حال نشان دادن ستمی بودند که به حال آنان روا شده بود. البته دل آدم هم به حال آنان می‌سوخت. تعدادشان به ده نفر هم نمی‌رسید. تا روبروی فرش پردیس رفتند و سپس متوقف و پراکنده شدند.

 

از پسری که با هم سوار تاکسی شدیم، که به نظر می‌رسید زودتر از من در آن‌جا حضور داشت جریان را پرسیدم. گفت: "برای حق‌شان تظاهرات کردند." دوباره پرسیدم کدام یکی؟ - کدام حق- گفت: یک هفته‌ای‌ست مانتوهای کوتاه را از فروشگاه‌ها جمع کرده‌اند و حالا این بانوان در اعتراض به این قضیه تظاهرات کردند. البته ظاهرن تعدادشان بیش‌تر بود و با نیروی انتظامی درگیر شد بودند. خیابان مفتح و هفت تیر هم از آن رو انتخاب شده بود که پر از مانتو فروشی‌ست.

 

برایم جالب بود. حداقل دو ـ سه سالی می‌شود که مانتوهای کوتاه و تنگ در بازار زیاد شده، یا اگر به‌تر بگوییم تنها مانتوهای بازار ـ به جز برای خانم‌های مسن ـ کوتاه و تنگ هستند. در این مدت با خانم‌های زیادی در خانواده و اطرافیان برخورد کرده بودم که از آن مدل مانتوها خوش‌شان نمی‌آمد ولی چاره‌ای هم نداشتند چون دوخت یک مانتو به سایز دلخواه‌شان هزینه‌ای زیاد در برداشت، تازه اگر مطابق میل‌شان بیرون از آب در می‌آمد.

 

 

               

 

ای‌کاش این عده که مطمئنم تعدادشان از صد نفر تجاوز نمی‌کرد کمی هم این زحمت را بر خودشان هموار می‌کردند و سفارش دوخت مانتوهای کوتاه و تنگ را می‌دادند تا درک کنند آن عده چه کشیدند. نمی‌دانم. خیلی قادر به اظهار نظر نیستم. مگر این که خوانندگان محترم چیزی برای گفتن داشته باشند.    

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 17:5  توسط منصور شیدا  | 

 

مدتي بود كه جريان سكه‌هاي اهدايي وزير كشاورزي به 10 نماينده‌ي مجلس در تيتر اخبار جنجالي رسانه‌هايي بود كه در هير و بير كار و تلاش دولت جديد در صدد آنند تا پاي دولت را به حاشيه‌ها باز كنند و او را ناكارامد جلوه دهند. از مسائل حساس كه نتوانستند آتويي بگيرند تمام هم خود را صرف اين ده سكه كردند. سخن‌گوي دولت هم به جاي اين كه آب بر اين آتش باشد، خود بادي شد و شعله را افروخته‌تر كرد. از مصاحبه‌ي چند نماينده‌ي مجلس با روزنامه‌هاي اصلاح طلب آغاز شد و با سخنان سخن‌گوي دولت در اين باره شدت گرفت. روز بعد هم حدادعادل در نطقي مساله را به صراحت بيان كرد و با تذكر به وزير و سخن‌گوي دولت بحث را فيصله داد.

 

فلاش بك: آقاي صوفي، وزير تعاون دولت خاتمي، در پرونده‌اي كه هنوز هم در جريان است تا كنون متهم به پرداخت هفت هزار سكه‌ي طلا از بيت‌المال است.

 

***

اين تعداد، هفتصد برابر سكه‌هايي‌ست كه وزير كشاورزي به نمايندگان مجلس اهدا كرده است. اين‌ها همه در حالي‌ست كه از آن هفت هزار سكه حداقل يك سالي مي‌گذرد اما هنوز از اين ده سكه چند روزي بيش‌تر نگذشته است. ضمنن مي‌توانيد براي آرشيو هر دو خبر به روزنامه‌هاي اصلاح طلب مراجعه كنيد و با يك جستجوي ساده به محتواي موضوع پي ببريد. البته بعيد مي‌دانم كه بتوانيد از جريان مربوط به دولت اصلاحات ردپايي پيدا كنيد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم خرداد 1385ساعت 23:43  توسط منصور شیدا  |