پردهی اول؛
ایالات متحده در سال 2002 در آنچه مبارزه با تروریسم میخواند، پس از فروریختن برجهای دوقولو در منهتن به افغانستان حمله کرد. در این حمله که برای ریشهکن کردن القاعده خوانده میشد چندین کشور اروپایی از جمله انگلستان او را یاری کردند.
پردهی دوم؛
ایالات متحده در ماه مارس 2003 این با ر به دلیل آنچه سلاحهای کشتار جمعی رژیم عراق و حکومت صدام میخواند به عراق یورش برد. این بار نیز همچون گذشته چند کشور اروپایی ار جمله انگلستان و ایتالیا او را در رسیدن به اهدافش مدد کردند.
پردهی سوم؛
ایالات متحده در هر دو بار از فرانسه درخواست کمک کرد اما دولت فرانسه حاضر به همراهی وی نشد.
پردهی چهارم؛
باب نی، نماینده جمهوریخواه در مجلس نمایندگان امریکا پیشنهاد کرد تا ایالات متحده در اقدامی نمادین نارضایتی خود را از عدم همراهی دولت فرانسه به نمایش درآورد.
یک رستوران Fast Food با نام Cubbie's در بیفورت ایالت کارولینای شمالی در اعتراض به موضعگیری ضد جنگ فرانسه French Fries (سیبزمینی سرخ کرده) را Freedom Fries نامید. نیل رولاند، صاحب این رستوران در مصاحبهای با خبرنگار بیبیسی گفت که ایدهی چنین کاری را از اعتراض مشابهی در جنگ جهانی اول علیه آلمانها گرفته است. در آن زمان Sauerkraut (کلم ترشی)، Liberty Cabbage و Frankfurter، Hot Dog بازنامیده شده بود.
پردهی پنجم؛
روزنامهی دانمارکي يولندز پستن نخستين بار تصاوير اهانت آميز به پيامبر گرامي اسلام (ص) را چاپ کرد، و پس از آن سایر رسانههای اروپایی از کشورهای ایتالیا، فرانسه و اتریش نیز به باز انتشار آن تصاویر و همچنین افزودن تعدادی دیگر همت گماردند و آشکارا از حمایت سران خود نیز سود بردند و میبرند.
در ایران، وزیر بازرگانی از قطع روابط تجاری با دانمارک خبر داد. همچنین شخصی در نامهای به وزارت بازرگانی پیشنهاد کرد که شیرینی دانمارکی به شیرینی "گلمحمدی" تغییر نام یابد[*]. او پیشنهاد کرد تا برای مقابله با اهانتهای مطبوعاتی برخی کشورهای غربی به ویژه دانمارک به پیامبر بزرگ اسلام و به منظور ترویج فرهنگ ناب محمدی طی ابلاغیهای به اتحادیهی قنادان، نام شیرینی دانمارکی را به نام شیرینی "گلمحمدی" تغییر دهند.
در مورد پست قبلی افزودن چند نکته را به یمن کامنتهای محبتآمیز دوستان و رفقا و همچنین پستهای الکترونیک عدهی کثیری از دلسوزان، لازم و ضروری میدانم. شیوههای سنتی مراسمهای عزاداری در بلاد ما که ریشهی ایرانی و اسلامی دارند را نیز درست میدانم البته به شرطی که صحیح اجرا شوند. مداحیهای که آمیخته با وزن و آهنگ فلان مطرب و خواندهی فلانجایی باشد را، نه شخصن، نه عرفن و نه منطقن میپسندم و صحیح نمیدانم، برخلاف حجت الاسلام و المسلمین آسد ممدلی ابطحی ـ قطع الله توفیقاته – که این نوع موسیقی را ضامن بقای عذاداریها و جذب جوانان علاقهمند ابراز میدارند. به نظر نویسنده اگر در یکهزار و چهارصد سال گذشته نظر بر گسترش عزاداری حضرت سیدالشهدا بر پایهی موسیقی میبود که اکنون میبایست چندین دستگاه به موسیقی فارسی اضافه میگردید. القصه، این آخوندهای اینترنتی هم دنیایی دارند.
بر سر و سینه زدن، قطعاتی از زیارات معروفه و زیارت ناحیهی مقدسه خواندن و گریستن بر مصایب خود، شهدای کربلا، ائمه، اهل بیت و اسلام را به علاوهی تفکر و تدبر لازم و ضروری میدانم. به این امید که عزاداریها ما موجب تقرب به ذات حضرت احدیت و نه موجب خسران در محضر حضرتش گردند.
سالها پیش به رسم معمول و عادت مالوف، در گاه محرم لباس سیاهی به تن میکردم و پی در پی در مراسمهای مربوط به آن شرکت میجستم و صرفن آن را قبول داشتم و محترم میشمردم. روزگار گذشت و در چرخش خود نسیمی از دگرگونیهایش بر من هم وزید به طوری که اکنون برای آن دوران دلتنگی میکنم. نه از این بابت که اکنون گمراهم و یا نمیتوانم بلکه تفکرم نسبت به آن دوران به شدت متفاوت و دگرگون گشته است. خدا را بر این موهبت شاکرم.
در سراسر زندگیم دین، از جمله دغدغههای اصلیم بوده و همچنان ابتداییترین اصلی که بر آن پا میفشارم و خوش نمیدارم آن را با کالایی دیگر مبادله کنم. اما در این میان دیدم و رایم تحولی بس بزرگ را سپری کرده است.
پیشتر بر این عقیده بودم که به سان وظیفهای بر ماست که همچون خیل عزاداران در مراسمها شرکت جوییم و البته آن را از خانواده و پیرامونم به ارث برده بودم. اما چند سالیست که نظرم چیز دیگریست و به گمانم در پیشرفتم، گرچه برخی پسرفت را از درونش استخراج میکنند. تصور میکنم هدف باید شکستن دل باشد، نه در اجتماع که در انزوا و نه بر جفایی که در حق اهل بیت شد که بر جفایی که در حق اسلام روا شد، چرا که اولی دردیست که چاره دارد و تازه نیست، ولی دویمی خنجریست که به طرق مختلف از گذشته تا حال بر بدن اسلام عزیز نثار شده است. به گمانم اگر به جای عادات مرسوم و یا شاید در کنار آنها کمی هم به تفکر بنشینیم نیز کاری صواب کرده باشیم. در ایام جاری یکی از مهمترین چیزهایی را که از پیش میدانستم ولی بر آن مداقه نداشتم، اینبار به مطالعه نشستم و الحق و الانصاف که تا کنون از این زاویه با آن آشنا نشده بودم. امید آن که از این به بعد هوشمندانهتر بیاندیشم و به یاری خداوندگار مهربان آن را در زندگیم، در عمل به کار گیرم.